یکی از دوستان شهید احمدی روشن نقل می کرد:

من و مصطفی یک جوک بین خودمان داشتیم؛

دو نفر را به جرم مصرف عرق، در حال مستی دستگیر و در زندان می اندازند.

یکی از آنها که  حالش هنوز سرجا نیامده بود از دیگری می پرسد: ما را برای چی اینجا آورده اند؟

دیگری که هوش و حواس خود را بدست آورده، پاسخ می دهد: برای عرق خوری!

و اولی می پرسد: پس چرا نمیارن بخوریم؟!

مصطفی جوک زیر را کمی تغییر داده بود و هر گاه که فشار ناشی از تعلیق سنگینی می کرد، از من می پرسید:

ما را برای چی این جا آوردن؟

و من می گفتم: برای غنی سازی

و مصطفی می گفت: پس چرا نمیارن غنی کنیم؟!!