البته که حدس و گمان است ولی جدیست
به این فکر کنید که یک زمانی احمدینژاد اولی که شروع کرد دست گذاشت
دقیقن آنجایی که نباید یعنی هلوکاست و پدری از رژیم صهیونیستی درآورد
واقعن و بعد هم در هر جلسهای که صحبت داشت حتی توی هر کور دهاتی هم که
میرفت چنگ و دندان نشان میداد به صهیونیستها. حالا مقایسه کنید با
مواضع بعدی و نزدیک به این روزهایش (البته هنوز هم مواضعی ضد صهیونیستی
دارد ولی نه به آن شدت و غلظت) به خصوص مواضعش در مورد "بیداری انسانی"
به جای "بیداری اسلامی" ِ مورد تأکید مقام معظم رهبری. و ببینید چه کسی
آن روزها مورد اتهام بود و تحت فشار حملات احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور
امالقرای اسلام و چه شد و چه کسی باعث شد که تیغ حملات احمدینژاد کند
بشود و تفکرات او تغییر کند. ببینید چه کسی در کنار مواضع ضد اسرائیلی
احمدینژاد، به یاری صهیونیستها آمد و در پی تلطیف حملات به صهیونیستها
از داخل حکومت ایران فریاد زد که ما با مردم اسرائیل دوست هستیم! ببینید
مواضع امروز احمدینژاد در رابطه با تحولات منطقه را و فکر کنید اگر قائل
به بیداری اسلامی به جای بیداری انسانی بود و قائل بود به اینکه این
تحولات نه کار و نقشهی آمریکا که ضد آمریکایی و کار امتهای اسلامی منطقه
است، آیا طومار آمریکا و اسرائیل خیلی زودتر پیچیده نمیشد؟ و فکر کنید که
اگر چنین میشد دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی ایران به جای دیپلماسی منفعل
این روزهایش، چه کارها که نمیتوانست انجام دهد و چه بلاهایی که سر آمریکا
و اسرائیل نمیآورد. هیچ غصهای نیست چون مقام معظم رهبری خودش ، رهبری
را بلد است و با همین کنفرانسها و سخنرانیها، پدر اسرائیل و آمریکا را
در میآورد و همهی نقشههاشان را نقش بر آب میکند و انقلابهای منطقه را
هدایت میکند ولی خواهشن فکر کنید چه کسی به خاطر حملات جمهوری اسلامی
ایران داشت زودتر از موعد نابود میشد و چه کسی تیغه حملات را کند کرد و
یاریش شتافت. به این دو تا "چه کسی" فکر کنید...
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط مهدی
|
در این اندک فضای مجازی اندیشه های آرمانگرایانه بیان می شود و توصیه می کنیم که در صورت نداشتن ظر فیت شنیدن آرایمان، در این مکان توقف نفرمایید ...